تبليغاتX
حرکت از نو... - دختر فراری خاتون آباد
از جنس هزاره سوم
بازتاب:

طي چند روز گذشته در پي پخش تصاوير قتل يک دختر جوان در برخي سايت‌ها، معلوم شد اين تصاوير مربوط به يک دختر 17 ساله است که از سوي خانواده‌‌اش در کردستان عراق كشته شده است. به گزارش جام جم، در چند روز گذشته پخش تصاوير قتل يک دختر 17ساله از سوي برخي سايت‌ها و درج خبرهايي مبني بر اين که اين اتفاق در منطقه خاتون آباد ورامين روي داده است، اين موضوع مورد تحقيق و بررسي قرار گرفت و مشخص شد فيلم مذکور متعلق به دختر 17ساله‌اي به نام «دعا خليل» از ساکنان شهر باشتياق در کردستان عراق بوده که از فرقه يزيدي‌ها محسوب مي‌شده است و او به جرم تغيير در آيين خود از سوي سرکرده فرقه خود و خانواده‌اش محکوم به مرگ شده است.تحقيقات نشان مي دهد اين دختر چندي پيش، در پي علاقه به يک مرد عرب از خانه خود متواري شد و پس از تغيير مذهب مدتي بعد از سوي مرد مورد علاقه‌اش طرد شده و بار ديگر نزد خانواده خود بازگشته بود که اعضاي خانواده اش تصميم به مجازات وي گرفتند و او را در محله خاتون آباد که در حاشيه شهر باشتياق کردستان عراق قرار دارد، به دليل فرار از خانه و انزجار او از فرقه يزيدي ها، سنگسار مي‌کنند. به طور يقين و با توجه به انتشار اين تصاوير که چند ماه پيش تهيه شده و اکنون علاوه بر برخي سايت‌ها، در بعضي گوشي‌هاي تلفن همراه به صورت هدفمند و به صورت گسترده در حال تکثير است، شاهد عداوت و کينه‌اي هستيم که سعي مي‌شود نشان داده شود اين اتفاق در حاشيه تهران روي داده است و اين حرکت خزنده و شايعات مسموم موجب شده است تا رسانه‌هاي ضدانقلاب که مترصد فرصت براي سمپاشي هستند، با دستاويز قراردادن حقوق بشر و برگزاري ميزگردهاي آنچناني که نشان از کينه و بغض آنها نسبت به جمهوري اسلامي دارد، چنين وانمود کنند که اين تصاوير مربوط به کشور ايران است؛ در حالي که دعا خليل 17 ساله از اهالي کردستان عراق بوده و هيچ ارتباطي به ايران ندارد.

(با تشکر از خبات)

 

مسیح علی نژاد: دخترك لباس سرخ به تن  دارد اما اين  دليلي نمي شود كه وقتي با سنگ و بلوك و آجر به جانش افتاده اند، تو سرخي خون به راه افتاده بر سيمان را نبيني. جمعيتي كه دور دخترك حلقه زده اند، انگار در تمام آن دقايق كوتاهي  كه قرار است نفسش را از او بگيرند و بي جانش كنند، وحشي شده اند ورنه هيچ انساني را قدرت و توان بلند كردن يك بلوك سيماني سنگين و رها كردنش با آن همه غيظ و غضب بر صورت انسان ديگر نيست و شگفتا كه در خيل اين همه انسانهايي كه خوي شان براي دقايقي حيواني شده است، چه دقت و سرعت عملي وجود دارد  آنگاه كه لباس دختر از تن كنده مي شود، دامن سياه را دگر باره بر تن كبودش مي كشند تا نيمه عريان شده دخترك در زير آور سنگ و سيمان و سيماي وحشي مردان  پوشيده ماند. ديدن دست و پا زدن هاي دخترك زير پاي  غيرت مردان اين فيلم ، شيريني تولد دوست نازنيني را به كام مان تلخ كرد ولي كيك تولد كه از راه رسيد، زندگي جريان خودش را يافت و به همين راحتي هميشه دو روي  متفاوت اما مكمل زندگي، جريان خودش را در تار و پود خسته روحمان باز مي يابند.اين نمي تواند  شرح همه آن تصاويري باشد كه ما ديروز ديده ايم.   تصاويري كه از اين تلفن همراه به آن تلفن همراه مي رفت و گفته مي شد كه ماجراي كشتن يك دختر عراقي توسط مردان قبيله  اوست تا لكه ننگي را از يك قبيله پاك كنند و جالب آنكه در همين فيلم كوتاه هم چندين نفر به جاي آجر و سيمان ، موبايل در دست دارند و فاجعه را ثبت مي كنند ، اينك حاصل تلاش هر دو گروه، در صفحه تلفن همراه ما، رقص دست هاييست بر فراز بدن بي جان دخترك. چه سمفوني غريبي، موبايل ها و پاره آجرها  هي اين سو آن سو مي روند ، صحنه گرداني مي كنند و يكي درست وسط رقص سنگ و سيمان و موبايل ها، مي ميرد. .

 

 

بالاترین: دعا، دختر ۱۷ ساله قبیله‌ای با مذهب باستانی ایزدی یا یزیدی، عاشق جوان مسلمانی می‌شود، دختر جوان مثل بسیاری از هم‌سالانش در تمام دنیا، در برابر شور عشق تاب نمی‌آورد. حتی به خاطر علاقه به جوان عرب مسلمان می‌شود. و به شوق دیدن معشوق از روستا فرار می‌کند. اما عاشق جوانی مسلمان شدن در قبیله‌اش تاوانی جز مرگ ندارد. 9 مرد در مراسم غیر‌انسانی لگدسار و سنگسار بدن او را با گلد و سنگ نیم ساعت می‌کوبند. در فیلم منتشر شده، دستان دعا هنوز تکان می‌خورد تا آنکه عمو زاده‌اش بلوک سیمانی بزرگی را جلوی چشم صدها مرد تماشاگر بر سر دعا می‌کوبد . دعا غرق خون می شود... صحنه هایی از این مراسم زشت توسط موبایل‌ها ضبط و یک هفته بعد منتشر می‌شود و موجی از خشم و نفرت در جامعه کردها در تمام دنیا بر می‌انگیزد. کردها با راه اندازی تارنمایی پیشنهاد داده اند ۷ آوریل روز «ولنتاین» کردها معرفی شود.

 

 

عكس دعا

 

یک دختر نوجوان کرد بنام دعا در شمال عراق توسط خانواده، اقوام و همسایگانش سنگسار شد."دعا" دختر نوجوان کرد که از خانواده یزیدیها معروف به شیطان پرستان کردستان عراق بود بعلت اینکه مایل نبود با پسر عموی خود ازدواج کند باتفاق پسر مورد علاقه اش که مسلمان بوده از روستای خود فرار میکنند. این دختر و پسر از ترس کشته شدن بدست افراد خانواده "دعا" به منزل معاون فرماندار بنام گوران پناه میبرند. مدتی پس از پناهنده شدن آنها به خانه معاون فرماندارتوسط همسایه ها محل اختفای آنان به خانواده "دعا" دختر نوجوان کرد اطلاع داده میشود. در پی اطلاع یابی از محل اختفا، خانواده "دعا" در مقابل خانه معاون فرماندار اجتماع میکنند و ازاو میخواهند که دختر نوجوان را به آنان تحویل دهند. معاون فرماندار که به سنن ارتجاعی این قبیله آشنا بوده به آنان میگوید که تنها در صورتیکه خانواده دعا متعهد شوند که وی را بقتل نمیرسانند او را تحویل خانواده اش خواهد داد. خانواده "دعا" التزام میدهند و "دعا" به آنها تحویل داده میشود اما ساعاتی بعد خانواده، اقوام و همسایگان جنایتکاراودر میدان ده در منطقه بشیقه او را سنگسارو لگد کوب کرده و بقتل میرسانند.

 

(این پست اصلاح شد. مطلب دعا تنها ۱۷ سال داشت را بخوانید)



 

+ نوشته شده در  سه شنبه 22 خرداد1386ساعت 11:32 قبل از ظهر  توسط حسن صابری  |